روز جهانی و هفته ملی کاهش اثرات بلایای طبیعی ۱۴۰۵
🟣 روز جهانی و هفته ملی کاهش اثرات بلایای طبیعی ۱۴۰۵
آمادگی از خانه آغاز میشود؛ پیشگیری امروز، نجات جانها در فردا
روز جهانی کاهش خطر بلایای طبیعی هر سال در ۱۳ اکتبر، برابر با ۲۱ مهرماه، گرامی داشته میشود. این مناسبت فرصتی برای افزایش آگاهی عمومی درباره خطرات ناشی از بلایای طبیعی، تقویت فرهنگ پیشگیری، ارتقای آمادگی خانوادهها و جوامع و کاهش خسارات جانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی ناشی از حوادث و بلایا است.
شعار جهانی سال ۲۰۲۶ با محوریت «تابآوری از خانه آغاز میشود» بر نقش اساسی محیط زندگی، ایمنی ساختمانها، آگاهی خانوارها و آمادگی افراد برای مواجهه با حوادث تأکید دارد. بر این اساس، کاهش خطر بلایا تنها به اقدامات سازمانهای مسئول محدود نمیشود، بلکه مشارکت خانوادهها، مدارس، مراکز بهداشتی و درمانی، دستگاههای اجرایی و همه اعضای جامعه را میطلبد.
اهمیت پیشگیری و آمادگی در برابر بلایا
زلزله، سیل، طوفان، خشکسالی، موج گرما، سرمای شدید، رانش زمین و سایر مخاطرات طبیعی میتوانند سلامت و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دهند. افزون بر آسیبهای جسمی و تلفات انسانی، این حوادث ممکن است موجب اختلال در دسترسی به آب سالم، مواد غذایی، خدمات بهداشتی و درمانی، دارو و سایر نیازهای ضروری شوند.
آمادگی پیش از وقوع حادثه، شناسایی خطرات احتمالی، آموزش صحیح و اقدام بهموقع میتواند میزان آسیبپذیری افراد و خانوادهها را کاهش دهد. آگاهی از مسیرهای خروج اضطراری، داشتن کیف نجات، شناخت شمارههای امدادی، رعایت اصول ایمنی در ساختمان و توجه به هشدارهای رسمی از جمله اقداماتی است که میتواند در شرایط بحرانی نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
نقش خانوادهها در کاهش خطر بلایا
هر خانواده باید با توجه به شرایط محل سکونت خود، خطرات احتمالی را شناسایی کرده و برای مواجهه با حوادث برنامه مشخصی داشته باشد. تعیین محل امن، مشخص کردن مسیر خروج از خانه، توافق درباره محل ملاقات اعضای خانواده در صورت جدایی و آشنایی همه افراد با نحوه قطع جریان برق، گاز و آب در شرایط ضروری از اقدامات مهم آمادگی خانوار است.
همچنین توصیه میشود خانوادهها کیف اضطراری شامل آب آشامیدنی، مواد غذایی ماندگار، چراغقوه، باتری، وسایل کمکهای اولیه، داروهای ضروری، اقلام بهداشتی، سوت، رادیوی باتریخور و مدارک ضروری در بستهبندی مناسب آماده کنند.
در زمان بروز حادثه، حفظ آرامش، پرهیز از انتشار اخبار تأییدنشده، توجه به دستورالعملهای نیروهای امدادی و خودداری از قرار گرفتن در معرض خطرهای ثانویه اهمیت زیادی دارد.
توجه ویژه به گروههای آسیبپذیر
سالمندان، کودکان، زنان باردار، افراد دارای معلولیت، بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن و افرادی که برای ادامه درمان به دارو یا تجهیزات پزشکی وابستهاند، ممکن است در زمان بلایا به حمایت بیشتری نیاز داشته باشند.
خانوادهها باید نیازهای اختصاصی این افراد را از قبل شناسایی کنند و برای دسترسی مستمر به داروها، مدارک پزشکی، وسایل کمکی و خدمات ضروری برنامهریزی داشته باشند. توجه به سلامت روان، کاهش اضطراب کودکان و حمایت عاطفی از افراد آسیبدیده نیز بخشی از مدیریت صحیح شرایط بحرانی است.
نقش نظام سلامت در مدیریت بلایا
شبکههای بهداشت و درمان، مراکز خدمات جامع سلامت، پایگاههای سلامت و خانههای بهداشت در ارتقای آمادگی جامعه و کاهش پیامدهای بهداشتی بلایا نقش مهمی دارند. آموزش مردم درباره پیشگیری از بیماریها، رعایت بهداشت فردی و محیطی، ایمنی آب و مواد غذایی، مراقبت از گروههای آسیبپذیر و آشنایی با اصول کمکهای اولیه از جمله اقداماتی است که میتواند در کاهش آسیبهای ناشی از حوادث مؤثر باشد.
در شرایط پس از حادثه، توجه به تأمین آب سالم، دفع صحیح پسماند، رعایت بهداشت مواد غذایی، پیشگیری از بیماریهای واگیر، تداوم مراقبت مادران و کودکان و پیگیری وضعیت بیماران نیازمند درمان مستمر اهمیت ویژهای دارد.
همچنین هماهنگی بینبخشی میان نظام سلامت، مدیریت بحران، نیروهای امدادی، شهرداریها، آموزشوپرورش و سایر دستگاههای مسئول، زمینه ارائه خدمات سریعتر و مؤثرتر به افراد آسیبدیده را فراهم میکند.
توصیههای مهم برای افزایش ایمنی در برابر بلایا
-
ساختمان محل سکونت را از نظر ایمنی و استحکام بررسی کنید.
-
وسایل سنگین و قفسهها را بهدرستی مهار کنید تا خطر سقوط آنها کاهش یابد.
-
مسیرهای خروج اضطراری را همیشه باز نگه دارید.
-
از سالم بودن سیمکشی برق و اتصالات گاز اطمینان حاصل کنید.
-
آموزشهای معتبر درباره کمکهای اولیه و رفتار صحیح هنگام زلزله و سیل را فرا بگیرید.
-
هشدارهای سازمانهای رسمی را دنبال کنید و از حضور در مناطق پرخطر بپرهیزید.
-
برای کودکان، سالمندان و بیماران خانواده برنامه حمایتی مشخص داشته باشید.
-
اطلاعات ضروری و شمارههای تماس اعضای خانواده را در دسترس قرار دهید.
-
پس از حادثه، بدون اطمینان از ایمنی محیط به ساختمانهای آسیبدیده بازنگردید.
تابآوری از خانه آغاز میشود
کاهش اثرات بلایای طبیعی نیازمند تغییر نگرش از واکنش پس از حادثه به پیشگیری و آمادگی پیش از وقوع آن است. خانواده آگاه، خانه ایمن، جامعه آموزشدیده و دستگاههای هماهنگ میتوانند در کنار یکدیگر از بسیاری از خسارات قابل پیشگیری جلوگیری کنند.
به مناسبت روز جهانی و هفته ملی کاهش اثرات بلایای طبیعی در سال ۱۴۰۵، بر ضرورت ارتقای آگاهی عمومی، توسعه آموزشهای همگانی، تقویت آمادگی خانوارها و افزایش مشارکت اجتماعی در کاهش خطر بلایا تأکید میشود؛ چراکه هر اقدام پیشگیرانه، هر آموزش مؤثر و هر تصمیم آگاهانه میتواند گامی در مسیر حفظ سلامت و نجات جان انسانها باشد.
تربیت کودکان اجتماعی، نسل تابآور
آموزش همدلی، مسئولیتپذیری، مشارکت اجتماعی و مهارتهای ایمنی؛ سرمایهگذاری برای ساختن جامعهای آماده در برابر بحران
اعتماد، مشارکت، مسئولیتپذیری و همدلی را از خانه و مدرسه به کودکان بیاموزیم تا نسل آینده برای رویارویی با بحران آماده باشد.
کاهش خطر بلایا تنها به ساخت ساختمانهای مقاوم، توسعه تجهیزات امدادی، تأمین امکانات درمانی و آموزش نیروهای تخصصی محدود نمیشود؛ بلکه یکی از مهمترین پایههای آن، تربیت نسلی آگاه، مسئولیتپذیر، اجتماعی و برخوردار از مهارتهای فردی و جمعی برای مواجهه با شرایط دشوار است. کودکان امروز، بزرگسالان، والدین، معلمان، مدیران، امدادگران و تصمیمگیرندگان فردای جامعه هستند. چگونگی آموزش، حمایت و پرورش آنان در محیط خانواده، مدرسه و جامعه میتواند نقش مهمی در شکلگیری فرهنگ ایمنی، افزایش تابآوری اجتماعی و کاهش پیامدهای انسانی و روانی حوادث و بلایا داشته باشد.
روز چهارم برنامههای آموزشی روز جهانی و هفته ملی کاهش اثرات بلایای طبیعی در سال ۱۴۰۵، فرصتی برای تأکید بر این حقیقت است که تابآوری از خانه آغاز میشود، در مدرسه تقویت میشود و در جامعه به ثمر میرسد.
کودک تابآور، کودکی نیست که هرگز نترسد، گریه نکند یا در برابر مشکلات احساس درماندگی نداشته باشد؛ بلکه کودکی است که بهتدریج میآموزد احساسات خود را بشناسد، در موقعیتهای دشوار از بزرگسالان مورد اعتماد کمک بخواهد، خطرها را تشخیص دهد، اصول اولیه ایمنی را رعایت کند، با دیگران همکاری داشته باشد و پس از تجربه یک اتفاق دشوار، با دریافت حمایت مناسب بتواند به فعالیتهای عادی زندگی بازگردد.
در این مسیر، خانواده، مدرسه، مراکز بهداشتی و درمانی، نهادهای اجتماعی و رسانهها مسئولیتی مشترک بر عهده دارند. آموزش صحیح و متناسب با سن کودکان، ایجاد محیط امن، پرهیز از ترساندن آنان با تصاویر و روایتهای تکاندهنده و تقویت مهارتهای زندگی میتواند زمینه شکلگیری نسلی توانمندتر و آمادهتر را فراهم کند.
بخش اول: تابآوری چیست و چرا باید از دوران کودکی آموزش داده شود؟
تابآوری به توانایی فرد، خانواده یا جامعه برای آمادگی در برابر شرایط دشوار، سازگاری با تغییرات، استفاده از منابع حمایتی و بازیابی عملکرد پس از بحران گفته میشود. تابآوری به معنای نادیده گرفتن خطر، انکار غم و ترس یا تحمل همه مشکلات بهتنهایی نیست؛ بلکه به معنای شناخت واقعیت، پذیرش احساسات، استفاده از راهکارهای مناسب و بهرهگیری از حمایت دیگران برای عبور از شرایط دشوار است.
بلایای طبیعی مانند زلزله، سیل، طوفان، رانش زمین، خشکسالی، موج گرما و سرمای شدید ممکن است زندگی روزمره کودکان را به شکلهای گوناگون تحت تأثیر قرار دهند. گاهی کودکان مستقیماً در معرض حادثه قرار میگیرند و گاهی از طریق آسیب دیدن اعضای خانواده، تخریب خانه، تعطیلی مدرسه، جابهجایی محل زندگی، قطع خدمات عمومی یا مشاهده اضطراب اطرافیان با پیامدهای بحران مواجه میشوند.
حتی کودکانی که مستقیماً آسیب ندیدهاند، ممکن است در اثر شنیدن اخبار نگرانکننده، مشاهده تصاویر حادثه یا گفتوگوهای مضطربانه بزرگسالان دچار ترس و نگرانی شوند. به همین دلیل، آمادگی در برابر بلایا باید علاوه بر آموزش نکات فنی و ایمنی، ابعاد روانی، اجتماعی و رفتاری را نیز در بر گیرد.
آموزش تابآوری از سنین پایین کمک میکند کودکان:
-
احساسات خود مانند ترس، نگرانی، خشم و غم را بهتر بشناسند و درباره آنها صحبت کنند.
-
تفاوت میان خطر واقعی و نگرانی ناشی از شنیدهها یا تصاویر را با کمک بزرگسالان درک کنند.
-
هنگام بروز حادثه، بهجای رفتارهای پرخطر، از دستورالعملهای ایمنی پیروی کنند.
-
بدانند در شرایط اضطراری به چه افرادی مراجعه کنند و چگونه کمک بخواهند.
-
مسئولیت متناسب با سن خود را در خانه و مدرسه بپذیرند.
-
به نیازهای دیگران توجه کنند و در حد توان خود با افراد آسیبدیده همدلی داشته باشند.
-
همکاری گروهی، حل مسئله و تصمیمگیری در شرایط دشوار را تمرین کنند.
-
پس از تجربه یک حادثه، با دریافت حمایت عاطفی و عملی، احساس امنیت خود را بهتدریج بازیابند.
نکته مهم این است که تابآوری یک ویژگی ثابت و تغییرناپذیر نیست؛ بلکه مجموعهای از مهارتها و ظرفیتهاست که با تجربههای مناسب، روابط حمایتی، آموزش مستمر و فراهم بودن امکانات ضروری تقویت میشود.
بخش دوم: تربیت کودک اجتماعی؛ نخستین گام برای ساختن جامعه تابآور
جامعه تابآور از افرادی تشکیل میشود که علاوه بر توجه به ایمنی خود، مسئولیت اجتماعی را نیز درک میکنند. در شرایط عادی و بهویژه هنگام وقوع بلایا، همکاری میان مردم، اعتماد متقابل، رعایت حقوق دیگران و مشارکت در حل مشکلات میتواند از گسترش آسیبها جلوگیری کند.
کودکی که از سالهای نخست زندگی میآموزد نوبت را رعایت کند، وسایل مشترک را حفظ کند، به صحبت دیگران گوش دهد، در فعالیتهای گروهی مشارکت کند و هنگام بروز اختلاف از گفتوگو کمک بگیرد، بهتدریج مهارتهایی را میآموزد که در مدیریت شرایط بحرانی نیز کاربرد دارند.
برای مثال، هنگام تخلیه مدرسه در شرایط اضطراری، همکاری با معلم، رعایت مسیر خروج، پرهیز از هل دادن دیگران و توجه به دستورالعملها اهمیت حیاتی دارد. در چنین شرایطی، کودکی که پیشتر مهارت گوش دادن، همکاری و مسئولیتپذیری را تمرین کرده است، فرصت بیشتری برای انتخاب رفتار ایمن خواهد داشت.
البته مسئولیت اجتماعی کودکان نباید با واگذاری وظایف سنگین بزرگسالان اشتباه گرفته شود. کودک نباید مسئول نجات اعضای خانواده، ورود به ساختمان آسیبدیده، مهار آتش یا رسیدگی تخصصی به مصدومان باشد. وظیفه اصلی او این است که خود را ایمن نگه دارد، از دستورالعملهای معتبر پیروی کند و در صورت نیاز از بزرگسالان و نیروهای امدادی کمک بخواهد.
چگونه اعتماد را در کودکان تقویت کنیم؟
اعتماد یکی از پایههای اصلی یادگیری و رفتار ایمن است. کودکی که مطمئن است میتواند بدون ترس از تحقیر یا تنبیه درباره نگرانیهای خود صحبت کند، در موقعیتهای خطرناک نیز احتمال بیشتری دارد که بهموقع کمک بخواهد.
والدین و مربیان میتوانند با گوش دادن فعال، پاسخگویی صادقانه به پرسشها، عمل کردن به وعدههای متناسب با توان خود و پرهیز از تهدیدهای مکرر، احساس اعتماد را در کودک تقویت کنند.
اگر کودکی از زلزله میترسد، نباید نگرانی او را با جملههایی مانند «اینقدر نترس»، «چیزی نیست» یا «بچه شجاع که نمیترسد» بیاهمیت جلوه داد. بهتر است بزرگسال ابتدا احساس کودک را بپذیرد و سپس اطلاعاتی ساده و متناسب با سن او ارائه کند.
برای نمونه میتوان گفت: «میفهمم که فکر کردن به زلزله ممکن است ترسناک باشد. ما نمیتوانیم همه اتفاقها را پیشبینی کنیم، اما میتوانیم یاد بگیریم هنگام خطر چه کارهایی انجام دهیم و از چه کسانی کمک بگیریم.»
این نوع پاسخ، هم احساس کودک را به رسمیت میشناسد و هم توجه او را از نگرانی مبهم به اقدامهای قابل انجام هدایت میکند.
چگونه مشارکت اجتماعی را آموزش دهیم؟
مشارکت اجتماعی از فعالیتهای ساده روزمره آغاز میشود. سپردن مسئولیتهای کوچک به کودکان، مشارکت دادن آنان در تصمیمگیریهای متناسب با سن، تشویق به همکاری در کارهای خانه و مدرسه و فراهم کردن فرصت فعالیتهای گروهی، حس تعلق و مسئولیت را تقویت میکند.
کودکان میتوانند در آمادهسازی فهرست لوازم ضروری خانواده، شناسایی محل نگهداری چراغقوه، یادگیری شمارههای امدادی و تمرین مسیر خروج اضطراری مشارکت داشته باشند؛ البته به شرط آنکه فعالیتها متناسب با سن آنها باشد و موجب نگرانی یا احساس مسئولیت بیش از اندازه نشود.
همچنین میتوان در مدرسه از فعالیتهای گروهی مانند تهیه پوستر ایمنی، اجرای نمایش کوتاه درباره رفتار صحیح هنگام زلزله، طراحی نقشه خروج اضطراری با راهنمایی معلم و تمرین کمکخواهی استفاده کرد.
هدف این آموزشها، تبدیل کودکان به نیروهای امدادی نیست؛ بلکه ایجاد این باور در آنان است که هر فرد میتواند با رفتار درست، همکاری و رعایت اصول ایمنی در کاهش خطرها نقش داشته باشد.
بخش سوم: خانواده؛ نخستین مدرسه تابآوری
خانواده اولین محیطی است که کودک در آن امنیت، اعتماد، همدلی و شیوه مواجهه با مشکلات را تجربه میکند. رفتار والدین در شرایط عادی، هنگام اختلاف خانوادگی و بهویژه در مواجهه با حوادث، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر برداشت کودک از خطر و توانایی مقابله با آن اثر میگذارد.
اگر والدین هنگام شنیدن اخبار حوادث دچار وحشت شدید شوند، شایعات را بدون بررسی بازگو کنند یا درباره آینده با عباراتی کاملاً ناامیدکننده صحبت کنند، کودک ممکن است دنیا را محیطی غیرقابل پیشبینی و ناامن تصور کند. در مقابل، اگر بزرگسالان ضمن پذیرش واقعیت خطر، اقدامات پیشگیرانه را توضیح دهند و از دستورالعملهای معتبر پیروی کنند، الگوی مناسبی از مدیریت نگرانی به کودک ارائه میشود.
توصیههای کاربردی برای والدین
۱. با کودکان درباره حوادث گفتوگو کنید.
منتظر نمانید تا کودک اطلاعات مربوط به بلایا را فقط از شبکههای اجتماعی یا صحبتهای دیگران دریافت کند. درباره خطرات متناسب با محل زندگی خانواده توضیح دهید و اجازه دهید پرسشهای خود را مطرح کند.
۲. پاسخها را متناسب با سن کودک ارائه دهید.
کودکان خردسال به توضیحهای کوتاه و ملموس نیاز دارند. کودکان بزرگتر میتوانند اطلاعات بیشتری درباره علل حوادث، راههای پیشگیری و نقش سازمانهای امدادی دریافت کنند. از ارائه جزئیات ترسناک و غیرضروری خودداری کنید.
۳. آمادگی را به فعالیتی آرام و خانوادگی تبدیل کنید.
تهیه کیف اضطراری، شناسایی محل امن، بررسی مسیر خروج و تعیین محل ملاقات اعضای خانواده را بهصورت تمرینهای کوتاه انجام دهید. این فعالیتها نباید به شکل تهدید یا یادآوری مداوم خطر اجرا شوند.
۴. به احساسات کودک گوش دهید.
اگر کودک پس از شنیدن خبر یک حادثه مضطرب شده است، ابتدا به او فرصت صحبت بدهید. از تمسخر، سرزنش یا مقایسه ترس او با دیگران بپرهیزید.
۵. الگوی رفتاری مناسبی باشید.
کودکان بیش از توصیههای کلامی، از رفتار بزرگسالان یاد میگیرند. رعایت اصول ایمنی، پرهیز از انتشار شایعات، حفظ احترام در اختلافها و کمک به افراد نیازمند، درسهای عملی تابآوری هستند.
۶. برنامههای عادی زندگی را تا حد امکان حفظ کنید.
خواب کافی، تغذیه مناسب، بازی، فعالیت بدنی و ارتباط با دوستان، در حفظ احساس ثبات و امنیت کودکان نقش دارند. در شرایط بحرانی، هر جا امکانپذیر است، باید بخشی از این روالها حفظ شود.
۷. کودک را به دلیل ترسیدن سرزنش نکنید.
ترس واکنشی طبیعی به احساس خطر است. هدف آموزش این نیست که کودک هیچگاه نترسد؛ بلکه باید بیاموزد چگونه در حضور ترس، رفتار ایمن داشته باشد و از دیگران کمک بگیرد.
بخش چهارم: مدرسه؛ محیطی برای تمرین مسئولیتپذیری و همکاری
مدرسه پس از خانواده یکی از مهمترین محیطهای رشد اجتماعی کودکان است. دانشآموزان در این محیط، همکاری با همسالان، رعایت مقررات، حل اختلاف، پذیرش مسئولیت و مشارکت در فعالیتهای جمعی را تجربه میکنند.
آموزش کاهش خطر بلایا در مدارس زمانی اثربخشتر خواهد بود که از ارائه اطلاعات نظری فراتر برود و به تمرینهای عملی، بازیهای آموزشی و فعالیتهای گروهی متناسب با سن دانشآموزان تبدیل شود.
مهمترین اقدامات آموزشی در مدارس
-
آموزش رفتار صحیح هنگام زلزله، سیل، آتشسوزی و سایر مخاطرات متناسب با شرایط منطقه.
-
آشنایی دانشآموزان با مسیرهای خروج اضطراری، محل تجمع ایمن و علائم هشدار.
-
تمرین تخلیه ساختمان تحت نظارت مسئولان مدرسه و بر اساس برنامه ایمنی مصوب.
-
آموزش پرهیز از دویدن، هل دادن، بازگشت برای برداشتن وسایل شخصی و حرکت به سمت محلهای ناایمن.
-
تقویت مهارت گوش دادن به معلم و نیروهای مسئول در شرایط اضطراری.
-
آموزش شناسایی افراد بزرگسال مورد اعتماد و روش درست درخواست کمک.
-
برگزاری فعالیتهای گروهی با محوریت همدلی، مشارکت و حل مسئله.
-
آموزش مقابله با شایعات و بررسی صحت اطلاعات پیش از بازنشر اخبار.
-
توجه به نیازهای دانشآموزان دارای معلولیت یا نیازهای حمایتی ویژه در برنامههای آمادگی.
-
هماهنگی مستمر میان مدرسه، والدین، مراکز بهداشتی و درمانی و دستگاههای مسئول مدیریت بحران.
تمرینهای ایمنی باید با اطلاعرسانی مناسب و متناسب با سن دانشآموزان اجرا شوند. هدف از مانور، افزایش مهارت و اعتمادبهنفس است، نه ایجاد ترس. دانشآموزان باید بدانند که در تمرینها چه چیزی را میآموزند و پس از پایان هر فعالیت فرصت داشته باشند درباره تجربه خود پرسش کنند.
نقش معلمان در تربیت نسل تابآور
معلم تنها انتقالدهنده دانش نیست؛ او الگویی از رفتار اجتماعی، مدیریت هیجان و حل مسئله نیز به شمار میرود. معلمی که هنگام بروز اختلاف میان دانشآموزان به گفتوگو و شنیدن دیدگاههای مختلف فرصت میدهد، زمینه رشد مهارتهایی را فراهم میکند که در شرایط بحرانی نیز مفید هستند.
همچنین معلمان باید نسبت به تغییرات رفتاری دانشآموزان پس از حوادث حساس باشند. افت ناگهانی عملکرد تحصیلی، کنارهگیری از جمع، تحریکپذیری، ترس شدید از جدایی از والدین یا اختلال در خواب ممکن است نشاندهنده نیاز کودک به حمایت بیشتر باشد. چنین نشانههایی بهتنهایی به معنای وجود اختلال روانی نیستند، اما اگر شدید، ماندگار یا مختلکننده زندگی روزمره باشند، گفتوگو با خانواده و ارجاع به متخصص سلامت روان ضرورت پیدا میکند.
بخش پنجم: آموزش مهارتهای ایمنی به کودکان؛ قانون اول امداد، اول ایمنی، بعد کمک!
یکی از مهمترین اصولی که باید از سنین پایین آموزش داده شود، این است که کمک کردن به دیگران زمانی مؤثر است که فرد کمککننده خود را در معرض خطر غیرضروری قرار ندهد.
در لحظات بحرانی، هیجان، ترس یا احساس مسئولیت ممکن است کودک را به سمت محل حادثه سوق دهد. ممکن است بخواهد مصدوم را جابهجا کند، وارد ساختمان آسیبدیده شود یا برای نجات یکی از اعضای خانواده به محیطی پرخطر برود. چنین اقداماتی، حتی اگر با نیت خیر انجام شوند، ممکن است جان کودک را به خطر بیندازند.
قانون طلایی امداد این است: اول ایمنی، بعد کمک!
این اصل بهویژه برای کودکان باید به شکلی روشن و قابل فهم آموزش داده شود: «تو لازم نیست به محل خطر نزدیک شوی تا فرد خوبی باشی. امن ماندن، خبر کردن بزرگسالان و کمکخواستن از نیروهای امدادی، بهترین کاری است که میتوانی انجام دهی.»
پنج گام کلیدی پیش از کمک به مصدوم
گام اول: بایست و نگاه کن.
پیش از نزدیک شدن به محل حادثه، باید وجود خطرهایی مانند آتش، دود، سیم برق افتاده، بوی گاز، ریزش آوار، عبور خودروها یا جریان شدید آب بررسی شود. کودکان باید بیاموزند که مشاهده خطر از فاصله امن کافی است و نباید برای بررسی دقیقتر به صحنه نزدیک شوند.
گام دوم: خود را در معرض خطر قرار نده.
ورود به ساختمان آسیبدیده، نزدیک شدن به سیمهای برق، عبور از آب سیلاب، تلاش برای خاموش کردن آتش یا جابهجایی مصدوم بدون آموزش و تجهیزات مناسب میتواند خطرناک باشد. حتی بزرگسالان نیز نباید بدون آموزش و ایمنی لازم وارد محیطهای پرخطر شوند.
گام سوم: دیگران را از محل خطر دور نگه دار.
در صورت امکان و بدون نزدیک شدن به خطر، به دیگران هشدار دهید که از محل ناایمن فاصله بگیرند. از تجمع اطراف مصدوم و مسدود کردن مسیر حرکت نیروهای امدادی خودداری کنید.
گام چهارم: از یک بزرگسال مورد اعتماد یا نیروهای امدادی کمک بخواه.
در ایران، شماره اورژانس پزشکی ۱۱۵ و شماره آتشنشانی ۱۲۵ است. کودکان باید بدانند هنگام تماس، تا حد امکان محل حادثه، نوع خطر، تعداد تقریبی افراد آسیبدیده و شماره تماس خود را اعلام کنند و به پرسشهای اپراتور پاسخ دهند.
اگر کودک بهتنهایی قادر به تماس نیست، باید از یک بزرگسال امن کمک بخواهد. بهتر است در تمرینهای خانوادگی، نحوه درخواست کمک و بیان نشانی محل زندگی نیز متناسب با سن کودک آموزش داده شود.
گام پنجم: فقط در حد آموزش و توان خود اقدام کن.
کودکان نباید خودسرانه مصدوم را جابهجا کنند، به او دارو بدهند یا اقدام درمانی انجام دهند. بهترین اقدام آنان معمولاً دور ماندن از خطر، خبر کردن بزرگسالان و پیروی از راهنمایی اپراتور امدادی است. کمکهای اولیه باید بر اساس آموزش معتبر و متناسب با سن انجام شود.
چند رفتار خطرناک که باید به کودکان آموزش داده شود
-
نزدیک شدن به سیمهای برق افتاده یا وسایل برقی خیس.
-
ورود به ساختمان ترکخورده یا آسیبدیده.
-
بازی در کنار رودخانه، کانال یا مسیر سیلاب.
-
نزدیک شدن به آتش، دود یا مواد ناشناخته.
-
بازگشت به ساختمان برای برداشتن اسباببازی یا تلفن همراه.
-
انتشار تصاویر مصدومان یا اطلاعات خصوصی افراد آسیبدیده.
-
تلاش برای جابهجایی فرد مصدوم بدون راهنمایی تخصصی.
-
پیروی از پیامها و شایعات تأییدنشده در فضای مجازی.
به کودکان توضیح دهید که شجاعت به معنای نادیده گرفتن خطر نیست؛ شجاعت واقعی گاهی در این است که فرد از محل خطر فاصله بگیرد، از بزرگسالان کمک بخواهد و اجازه دهد نیروهای آموزشدیده کار خود را انجام دهند.
چگونه آموزش امداد و ایمنی را برای کودکان جذاب کنیم؟
استفاده از بازی، داستان، تصویر، نمایش و تمرینهای کوتاه میتواند یادگیری را ماندگارتر کند. والدین و مربیان میتوانند موقعیتهای فرضی و ساده طراحی کنند و از کودکان بپرسند: «اگر در مدرسه صدای هشدار را شنیدی، چه کار میکنی؟» یا «اگر دیدی فردی در نزدیکی سیم برق افتاده، چگونه کمک میخواهی؟»
پس از پاسخ کودک، باید رفتار ایمن را توضیح داد و از سرزنش پاسخهای اشتباه پرهیز کرد. هدف تمرین، اصلاح رفتار و افزایش توان تصمیمگیری است.
تمرینها باید با شرایط واقعی محل زندگی و دستورالعملهای رسمی هماهنگ باشند. کودکان نباید در مانورهای آموزشی در معرض آتش واقعی، دود، ارتفاع یا سایر خطرهای عملی قرار گیرند.
بخش ششم: سلامت روان کودکان در حوادث و بلایا
بلایا تنها به ساختمانها، راهها و زیرساختها آسیب نمیزنند؛ بلکه ممکن است احساس امنیت، اعتماد و آرامش روانی افراد را نیز تحت تأثیر قرار دهند. کودکان به دلیل وابستگی بیشتر به بزرگسالان و توانایی محدودتر در درک برخی رویدادهای پیچیده، ممکن است واکنشهای متفاوتی به حوادث نشان دهند.
واکنش کودکان به بحران میتواند شامل ترس، گریه، چسبیدن بیشتر به والدین، پرسیدن مکرر درباره حادثه، دشواری خواب، کابوس، تحریکپذیری، کاهش تمرکز، سکوت یا بازگشت موقت به برخی رفتارهای سنین پایینتر باشد. این واکنشها در بسیاری از موارد بخشی از پاسخ طبیعی به تجربهای دشوار هستند و لزوماً به معنای بیماری روانی نیستند.
شدت و مدت واکنشها به عواملی مانند سن کودک، میزان مواجهه با حادثه، از دست دادن عزیزان، آسیب جسمی، جابهجایی محل زندگی، شرایط خانوادگی و دسترسی به حمایت بستگی دارد.
چگونه با کودک مضطرب صحبت کنیم؟
نخست باید در محیطی امن، آرام و بدون فشار به کودک فرصت صحبت داده شود. بهتر است بزرگسال با جملههایی ساده و صادقانه پاسخ دهد و از دادن وعدههای قطعی درباره آینده خودداری کند.
برای مثال، بهجای گفتن «هیچوقت دیگر چنین اتفاقی نمیافتد»، میتوان گفت: «نمیتوانیم با اطمینان بگوییم در آینده چه اتفاقی میافتد، اما میتوانیم اقدامات ایمنی را یاد بگیریم و بزرگسالان و نیروهای امدادی برای کمک و محافظت از مردم تلاش میکنند.»
اگر کودک از صحبت کردن خودداری میکند، نباید او را مجبور کرد. گاهی حضور آرام والدین، بازی، نقاشی یا انجام فعالیتهای روزمره فرصت مناسبی برای بیان احساسات فراهم میکند.
چه کارهایی به بازگشت احساس امنیت کمک میکند؟
-
حفظ ارتباط نزدیک با والدین یا مراقبان مورد اعتماد.
-
فراهم کردن محیطی امن و تا حد امکان قابل پیشبینی.
-
حفظ برنامه خواب، غذا، بازی و فعالیتهای روزمره.
-
محدود کردن مواجهه با تصاویر مکرر و ناراحتکننده حادثه.
-
ارائه اطلاعات صحیح و متناسب با سن کودک.
-
پرهیز از بازگویی جزئیات هولناک در حضور کودکان.
-
تشویق کودک به بیان احساسات بدون قضاوت.
-
فراهم کردن فرصت بازی، ارتباط با دوستان و فعالیتهای آرامشبخش.
-
توجه به نشانههای ماندگار ناراحتی و دریافت کمک تخصصی در صورت نیاز.
اگر کودک پس از حادثه دچار ترس شدید و مداوم، اختلال جدی خواب، کنارهگیری قابل توجه، حملات اضطرابی، احساس ناامنی شدید یا افت محسوس عملکرد روزانه شود، بهتر است از متخصص سلامت روان کودکان یا خدمات معتبر سلامت روان کمک گرفته شود.
بخش هفتم: چگونه با فرد سوگوار یا حادثهدیده صحبت کنیم؟
یکی از مهمترین جلوههای تابآوری اجتماعی، نحوه برخورد با افرادی است که در اثر حادثه، عزیز خود را از دست دادهاند، خانه یا دارایی خود را از دست دادهاند یا تجربهای تلخ و آسیبزا را پشت سر گذاشتهاند.
در چنین شرایطی، افراد ممکن است احساس غم، خشم، ترس، سردرگمی، بیحسی عاطفی، درماندگی یا نگرانی شدید داشته باشند. برخی افراد به صحبت کردن نیاز دارند و برخی دیگر ترجیح میدهند مدتی سکوت کنند. گروهی ممکن است در روزهای نخست نتوانند درباره اتفاق رخداده حرف بزنند یا حتی در بیان نیازهای روزمره خود با دشواری روبهرو شوند.
در این موقعیتها، هدف اطرافیان نباید وادار کردن فرد به آرام شدن، فراموش کردن حادثه یا بازگشت سریع به شرایط عادی باشد. مهمتر از هر چیز، ایجاد احساس امنیت، احترام به تجربه فرد، شنیدن بدون قضاوت و ارائه حمایت عملی است.
در بحران، سکوت همدلانه و حضور امن، گاهی بسیار اثرگذارتر از دلداریهای شتابزده است.
چه جملاتی را بهتر است نگوییم؟
۱. «آرام باش، چیزی نشده» یا «اتفاقی است که افتاده.»
این جملات ممکن است باعث شوند فرد احساس کند رنج و نگرانی او جدی گرفته نمیشود. حتی اگر حادثه از نگاه دیگران کوچک به نظر برسد، تجربه فرد آسیبدیده ممکن است بسیار دشوار باشد.
جایگزین مناسب: «میبینم که شرایط برایت خیلی سخت است. اگر دوست داری، میتوانی درباره آن با من صحبت کنی.»
۲. «قسمت این بوده» یا «حتماً حکمتی داشته است.»
تفسیر کردن حادثه یا ارائه توضیحهای فلسفی و قطعی ممکن است با احساسات فرد در روزهای نخست سازگار نباشد. بهتر است به جای توضیح دادن چرایی حادثه، به نیازهای واقعی و احساسات او توجه کنیم.
جایگزین مناسب: «متأسفم که چنین اتفاق دردناکی را تجربه میکنی. نمیدانم چه چیزی میتواند این شرایط را آسانتر کند، اما میخواهم تا حد توان کنارت باشم.»
۳. «گریه نکن، باید قوی باشی.»
گریه یکی از واکنشهای طبیعی انسان به اندوه است. جلوگیری از گریه یا تحمیل نقش فردی همیشه قوی و بیاحساس ممکن است فشار بیشتری ایجاد کند.
جایگزین مناسب: «لازم نیست جلوی اشکهایت را بگیری. میتوانی هر احساسی داری بیان کنی؛ من اینجا هستم.»
۴. «دقیقاً میدانم چه حسی داری.»
حتی اگر فرد مقابل تجربه مشابهی داشته باشد، نمیتواند با قطعیت بداند دیگری چه احساسی دارد. بهتر است به جای یکسان دانستن تجربهها، برای شنیدن روایت شخصی فرد آمادگی نشان دهیم.
جایگزین مناسب: «نمیتوانم کاملاً بدانم چه چیزی را تجربه میکنی، اما دوست دارم اگر مایل هستی به حرفهایت گوش بدهم.»
۵. «جای شکرش باقی است که بقیه زندهاند.»
اشاره به جنبههای مثبت حادثه با هدف تسکین فرد ممکن است ناخواسته این پیام را منتقل کند که نباید برای فقدان خود اندوهگین باشد. قدردانی از نجاتیافتگان و سوگواری برای فرد ازدسترفته میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
جایگزین مناسب: «میدانم از دست دادن عزیزت بسیار دردناک است. اگر بخواهی درباره او صحبت کنی، با دقت گوش میدهم.»
۶. «باید فراموشش کنی و به زندگی برگردی.»
بازگشت به فعالیتهای روزمره روندی متفاوت برای هر فرد دارد. تحمیل زمانبندی مشخص برای پایان سوگ یا کنار آمدن با حادثه میتواند فشارزا باشد.
جایگزین مناسب: «لازم نیست همهچیز را همین امروز حل کنی. میتوانیم قدمبهقدم پیش برویم.»
۷. «اگر جای تو بودم، این کار را میکردم.»
ارائه راهحلهای فوری بدون شناخت شرایط فرد ممکن است باعث شود او احساس کند تجربهاش درک نشده است. بهتر است ابتدا پرسیده شود که آیا به شنیده شدن نیاز دارد یا به کمک برای تصمیمگیری.
جایگزین مناسب: «دوست داری فقط به حرفهایت گوش بدهم یا با هم درباره قدم بعدی فکر کنیم؟»
چه بگوییم و چگونه رفتار کنیم؟
به رسمیت شناختن اندوه: «واقعاً متأسفم که چنین اتفاقی برایت افتاده است.»
همراهی امن: «اگر خواستی حرف بزنی، کنارت هستم؛ اگر هم ترجیح میدهی سکوت کنی، میتوانم همینجا بمانم.»
پذیرش هیجانات: «لازم نیست وانمود کنی حالت خوب است. حق داری احساسات متفاوتی داشته باشی.»
پرسیدن درباره نیازهای واقعی: «الان چه کاری میتوانم برایت انجام دهم که کمی از فشار شرایط کم کند؟»
کمک عملی: «امروز میتوانم برایت غذا بیاورم، خریدها را انجام دهم یا مدتی از بچهها مراقبت کنم. کدام مورد برایت مفیدتر است؟»
حفظ احترام و حریم خصوصی: «اگر مایل نیستی درباره جزئیات حادثه صحبت کنی، لازم نیست توضیح بدهی.»
در روزهای نخست پس از حادثه، لازم نیست اطرافیان برای همه پرسشها پاسخ داشته باشند یا راهحل فوری ارائه کنند. گاهی مهمترین کار این است که فرد احساس کند دیده شده، شنیده شده و در این شرایط تنها نیست.
کمک عملی بهتر از تعارفهای مبهم است
در شرایط سوگ و بحران، افراد ممکن است به دلیل خستگی، آشفتگی روانی یا دشواری تصمیمگیری نتوانند نیازهای خود را به روشنی بیان کنند. به همین دلیل، پیشنهادهای مشخص و محدود میتواند مفیدتر از جمله کلی «هر کاری داشتی خبرم کن» باشد.
برای مثال، میتوان برای تهیه غذا، خرید مایحتاج، انتقال فرد به مرکز درمانی، رسیدگی به امور اداری، مراقبت از کودکان یا هماهنگی با سایر اعضای خانواده اعلام آمادگی کرد.
البته پیش از هر اقدام باید خواست و رضایت فرد را در نظر گرفت. کمک نباید به شکل دخالت در امور شخصی، انتشار اطلاعات خصوصی، گرفتن عکس بدون رضایت یا تصمیمگیری به جای فرد آسیبدیده انجام شود.
اگر فرد نیازمند خدمات تخصصی پزشکی، روانشناختی، مددکاری یا حمایت اجتماعی است، باید او را به منابع معتبر و مرتبط راهنمایی کرد. همدلی اجتماعی جایگزین خدمات تخصصی نیست، اما میتواند دسترسی به آنها را آسانتر کند.
سوگ کودکان؛ چگونه از کودک داغدیده حمایت کنیم؟
کودکان نیز ممکن است در اثر از دست دادن اعضای خانواده، دوستان، معلمان یا سایر افراد مهم زندگی خود سوگوار شوند. درک آنان از مفهوم مرگ و واکنششان به فقدان، با توجه به سن، تجربه و شرایط فردی متفاوت است.
در برخورد با کودک سوگوار، بهتر است از توضیحهای روشن، ساده و متناسب با سن استفاده شود. بیان واقعیت با زبانی آرام معمولاً مناسبتر از عباراتی مانند «به خواب رفته» یا «به سفر رفته» است؛ زیرا چنین تعبیرهایی ممکن است موجب ترس یا برداشت نادرست کودک از خواب و جدایی شوند.
به کودک اجازه دهید سؤال بپرسد و در حد امکان صادقانه پاسخ دهید. اگر پاسخ پرسشی را نمیدانید، میتوانید بگویید: «جواب این سؤال را نمیدانم، اما میتوانیم از فرد آگاهی کمک بگیریم.»
از مجبور کردن کودک به گریه کردن، صحبت درباره حادثه، شرکت در مراسم یا نشان دادن واکنش خاص خودداری کنید. در عین حال، نباید او را به دلیل بازی کردن، خندیدن یا بازگشت موقت به فعالیتهای روزمره سرزنش کرد. تجربه سوگ در کودکان ممکن است به شکل رفتوبرگشت میان اندوه و فعالیتهای عادی ظاهر شود.
حفظ مراقبت مستمر، حضور بزرگسالان قابل اعتماد، اطلاعرسانی هماهنگ میان خانواده و مدرسه و دسترسی به حمایت تخصصی در صورت نیاز، از عوامل مهم کمک به کودک سوگوار هستند.
بخش هشتم: همدلی اجتماعی؛ مهارتی ضروری در زمان بحران
همدلی یعنی تلاش برای درک احساسات، نگرانیها و نیازهای دیگران، بدون آنکه درباره آنان قضاوت کنیم یا تصور کنیم تجربهشان را کاملاً میدانیم. همدلی به معنای موافقت با همه رفتارها یا پذیرش همه درخواستها نیست؛ بلکه به معنای برخورد محترمانه، توجه به شرایط دیگران و تلاش برای کمک متناسب با توان و امکانات است.
در شرایط بحرانی، همدلی میتواند به شکلهای گوناگون بروز پیدا کند: کمک به سالمند برای دسترسی به خدمات، توجه به نیازهای کودک جداشده از خانواده، احترام به حریم خصوصی مصدومان، همکاری با گروههای امدادی و خودداری از سرزنش افرادی که در اثر حادثه دچار مشکل شدهاند.
چگونه همدلی را از کودکی آموزش دهیم؟
-
هنگام ناراحتی کودک، به جای سرزنش، درباره احساس او سؤال کنید.
-
در داستانها و موقعیتهای فرضی، درباره احساسات شخصیتها گفتوگو کنید.
-
از کودکان بخواهید راههای محترمانه کمک به همکلاسی یا دوست ناراحت خود را پیشنهاد دهند.
-
مشارکت در کارهای گروهی و فعالیتهای داوطلبانه متناسب با سن را تشویق کنید.
-
به کودکان بیاموزید پیش از کمک کردن، نیاز و خواست فرد را بپرسند.
-
توضیح دهید که افراد ممکن است در مواجهه با حادثه واکنشهای متفاوتی داشته باشند.
-
از تمسخر، برچسب زدن و سرزنش افراد آسیبدیده جلوگیری کنید.
-
به کودکان بیاموزید که کمک کردن باید در چارچوب ایمنی و توان فرد انجام شود.
برای مثال، اگر دانشآموزی پس از وقوع حادثه ساکت شده یا تمایلی به بازی ندارد، سایر کودکان باید یاد بگیرند به او فشار نیاورند، درباره تجربهاش کنجکاوی آزاردهنده نکنند و در صورت نگرانی، موضوع را به معلم یا بزرگسال مورد اعتماد اطلاع دهند.
بخش نهم: مسئولیتپذیری بدون ترساندن کودکان
آموزش مسئولیتپذیری در مدیریت بحران باید با درک تواناییهای رشدی کودک همراه باشد. کودکان میتوانند بخشی از برنامه آمادگی خانواده باشند، اما نباید بار نگرانی و مسئولیت حفاظت از دیگران بر دوش آنان گذاشته شود.
برای نمونه، یک کودک میتواند محل چراغقوه یا کیف اضطراری را بشناسد، نام کامل خود را بداند و در صورت نیاز به بزرگسال مورد اعتماد مراجعه کند. نوجوانان نیز میتوانند با نظارت بزرگسالان در تمرینهای ایمنی، تهیه فهرست لوازم ضروری و فعالیتهای آموزشی مدرسه مشارکت بیشتری داشته باشند.
با این حال، مسئولیت ارزیابی ایمنی ساختمان، قطع جریان گاز و برق در شرایط خطرناک، نجات افراد گرفتار، تصمیمگیری درباره تخلیه و ارائه کمکهای تخصصی بر عهده بزرگسالان آموزشدیده و نیروهای مسئول است.
بهتر است به جای جملاتی مانند «اگر حواست نباشد همه آسیب میبینند»، گفته شود: «هر کسی میتواند کاری متناسب با توانش انجام دهد. وظیفه تو این است که اصول ایمنی را رعایت کنی و در صورت نیاز از بزرگسالان کمک بخواهی.»
این رویکرد ضمن تقویت حس مسئولیت، از ایجاد احساس گناه و اضطراب غیرضروری در کودکان جلوگیری میکند.
بخش دهم: مدیریت اخبار و فضای مجازی در شرایط بحران
در زمان وقوع بلایا، انتشار سریع اخبار و تصاویر میتواند به اطلاعرسانی کمک کند، اما بازنشر شایعات، تصاویر آزاردهنده و اطلاعات تأییدنشده نیز ممکن است ترس عمومی را افزایش دهد و روند امدادرسانی را مختل کند.
کودکان و نوجوانان باید متناسب با سن خود بیاموزند که هر پیام منتشرشده در فضای مجازی لزوماً درست نیست. تصاویر ممکن است مربوط به زمان یا مکان دیگری باشند و اطلاعات اولیه درباره شمار مصدومان، علت حادثه یا وضعیت مناطق آسیبدیده ممکن است تغییر کند.
اصول سواد رسانهای در شرایط بحرانی
۱. خبر را از منابع رسمی و معتبر پیگیری کنید.
۲. پیش از بازنشر پیام، از صحت و زمان انتشار آن اطمینان حاصل کنید.
۳. از انتشار نام، تصویر، نشانی و اطلاعات خصوصی مصدومان بدون رضایت یا مجوز قانونی خودداری کنید.
۴. تصاویر تکاندهنده را برای کودکان ارسال نکنید و آنان را در معرض مشاهده مکرر صحنههای آسیبزا قرار ندهید.
۵. از انتشار پیامهای ترسآفرین و پیشبینیهای غیرمستند درباره وقوع حوادث خودداری کنید.
۶. اگر کودک پس از مشاهده خبر نگران شده است، درباره آن با آرامش گفتوگو کنید و اطلاعات لازم را به زبان ساده توضیح دهید.
۷. به کودکان یاد بدهید که در صورت مشاهده محتوای ترسناک یا مشکوک، به جای بازنشر آن، از یک بزرگسال مورد اعتماد کمک بگیرند.
مدیریت آگاهانه اخبار، بخشی از حفاظت از سلامت روان جامعه است و میتواند مانع گسترش نگرانیهای غیرضروری در میان کودکان و خانوادهها شود.
بخش یازدهم: نقش مراکز بهداشتی و درمانی در تربیت نسل تابآور
مراکز بهداشتی و درمانی به دلیل ارتباط مستمر با خانوادهها، مادران، کودکان، نوجوانان و مدارس، ظرفیت مهمی برای ارتقای سواد سلامت و آمادگی جامعه در برابر بلایا دارند.
آموزشهای بهداشتی زمانی اثربخشتر خواهند بود که علاوه بر توصیههای مربوط به سلامت جسمی، به مهارتهای روانی و اجتماعی نیز توجه کنند. آموزش خودمراقبتی، کمکخواهی، مدیریت نگرانی، رعایت اصول ایمنی و شناخت خدمات حمایتی میتواند بخشی از برنامههای سلامت خانواده و سلامت مدارس باشد.
محورهای پیشنهادی برای فعالیتهای آموزشی مراکز سلامت
آموزش خانوادهها: ارائه توصیههای ساده درباره آمادگی در برابر زلزله، سیل، موج گرما و سایر مخاطرات منطقه، تهیه کیف اضطراری، شناسایی نیازهای گروههای آسیبپذیر و حفظ دسترسی به داروهای ضروری.
آموزش سلامت روان: آگاهسازی والدین درباره واکنشهای طبیعی کودکان به بحران، شیوه گفتوگو با کودک مضطرب، حمایت از افراد سوگوار و زمان مناسب برای دریافت کمک تخصصی.
آموزش در مدارس: همکاری با مسئولان آموزشی برای برگزاری جلسات، فعالیتهای گروهی، نمایشهای آموزشی و تمرینهای ایمنی متناسب با سن دانشآموزان.
توجه به گروههای آسیبپذیر: شناسایی نیازهای بهداشتی کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت، بیماران مزمن و خانوادههایی که در زمان حادثه به حمایت بیشتری نیاز دارند.
تقویت آمادگی کارکنان: آموزش اصول ایمنی صحنه حادثه، آشنایی با مسیرهای ارجاع، رعایت حریم خصوصی مصدومان و توجه به سلامت روان کارکنان و خانوادههای آنان.
هماهنگی بینبخشی: ارتباط منظم با مدارس، مدیریت بحران، شهرداریها، نیروهای امدادی و نهادهای حمایتی برای انتقال پیامهای آموزشی یکپارچه و متناسب با شرایط محلی.
ضرورت آموزش مستمر و ارزیابی اثربخشی
برگزاری یک جلسه آموزشی بهتنهایی برای ایجاد آمادگی پایدار کافی نیست. آموزش باید تکرارشونده، قابل فهم، متناسب با سن و همراه با تمرین عملی باشد. همچنین باید بررسی شود که مخاطبان تا چه اندازه پیامهای اصلی را درک کردهاند و آیا میتوانند رفتار درست را در موقعیتهای فرضی تشخیص دهند.
برای ارزیابی ساده میتوان از پرسشهای کوتاه پیش و پس از آموزش، تمرین سناریوهای فرضی، مشاهده عملکرد در مانورهای ایمنی و دریافت بازخورد والدین و معلمان استفاده کرد. نتایج این ارزیابیها میتواند به اصلاح محتوای آموزشی و شناسایی نیازهای جدید کمک کند.
بخش دوازدهم: چند فعالیت عملی برای خانوادهها و مدارس
برای تبدیل آموزش به مهارت، بهتر است مفاهیم تابآوری در فعالیتهای روزمره تمرین شوند. نمونههای زیر میتوانند با توجه به سن کودکان و شرایط محلی اجرا شوند.
فعالیت اول: نقشه ایمنی خانه
والدین همراه با کودکان، مسیرهای خروج امن و محل ملاقات خانواده را مشخص کنند. در این تمرین، محلهای پرخطر نیز معرفی شوند و توضیح داده شود که کودکان نباید به آنها نزدیک شوند.
فعالیت دوم: کیف اضطراری خانواده
لوازم ضروری مانند آب، مواد غذایی ماندگار، چراغقوه، باتری، وسایل کمکهای اولیه و داروهای مورد نیاز اعضای خانواده با مشارکت متناسب کودکان آماده شوند. بزرگسالان مسئول بررسی تاریخ مصرف و ایمنی محتویات هستند.
فعالیت سوم: بازی «چه کسی میتواند کمک کند؟»
چند موقعیت فرضی مطرح شود؛ برای مثال، گم شدن کودک در مکان عمومی، مشاهده سیم برق افتاده یا شنیدن هشدار تخلیه مدرسه. کودک مشخص کند در هر موقعیت به چه فرد یا نهادی باید مراجعه کند.
فعالیت چهارم: تمرین شنیدن و همدلی
از کودکان خواسته شود درباره موقعیتی صحبت کنند که دوست یا همکلاسیشان ناراحت بوده است. سپس درباره راههای کمک محترمانه، شنیدن بدون قضاوت و رعایت حریم شخصی گفتوگو شود.
فعالیت پنجم: داستانگویی درباره حل مسئله
داستانی کوتاه درباره خانوادهای که با یک حادثه فرضی مواجه شده است مطرح شود. کودکان با راهنمایی مربی درباره تصمیمهای ایمن، روش کمکخواهی و همکاری اعضای خانواده صحبت کنند.
فعالیت ششم: تمرین تماس اضطراری
کودکان متناسب با سن خود یاد بگیرند در صورت نیاز چگونه با شماره امدادی تماس بگیرند، نشانی را اعلام کنند و به پرسشهای اپراتور پاسخ دهند. تمرین باید شبیهسازیشده باشد و نباید تماس غیرضروری با مراکز امدادی برقرار شود.
فعالیت هفتم: روز بدون شایعه
دانشآموزان چند پیام فرضی درباره یک حادثه را بررسی کنند و تشخیص دهند کدام پیام نیازمند بررسی بیشتر است، کدام منبع معتبر است و چرا نباید اطلاعات تأییدنشده را بازنشر کرد.
فعالیت هشتم: زنجیره حمایت اجتماعی
کودکان با کمک معلم یا والدین، افراد مورد اعتماد و راههای دریافت کمک را شناسایی کنند؛ مانند والدین، معلم، مدیر مدرسه، مراقب سلامت یا نیروهای امدادی. تأکید شود که در شرایط ناامن باید به فرد بزرگسال امن و خدمات رسمی مراجعه کنند.
بخش سیزدهم: پیامهای کلیدی روز چهارم
-
تابآوری از کودکی و در محیط امن خانواده آغاز میشود.
-
کودکان برای یادگیری مهارتهای اجتماعی به الگوی رفتاری مناسب بزرگسالان نیاز دارند.
-
اعتماد، همدلی، مشارکت و مسئولیتپذیری با تمرین روزمره تقویت میشوند.
-
ترسیدن در برابر خطر طبیعی است؛ آنچه اهمیت دارد، یادگیری رفتار ایمن است.
-
قانون اول امداد را فراموش نکنیم: اول ایمنی، بعد کمک.
-
کودکان باید بدانند در موقعیتهای خطرناک چگونه از بزرگسالان مورد اعتماد و نیروهای امدادی کمک بخواهند.
-
فرد سوگوار یا حادثهدیده بیش از نصیحتهای شتابزده به شنیده شدن، احترام و حمایت عملی نیاز دارد.
-
گریه، اندوه و نگرانی را نباید با سرزنش یا مقایسه پاسخ داد.
-
آموزش آمادگی در برابر بلایا باید متناسب با سن، مستمر، کاربردی و به دور از ترساندن کودکان باشد.
-
مدرسه، خانواده، مراکز بهداشتی و درمانی و نهادهای اجتماعی در پرورش نسل تابآور مسئولیتی مشترک دارند.
-
انتشار اخبار معتبر و رعایت حریم خصوصی افراد آسیبدیده بخشی از مسئولیت اجتماعی در بحران است.
-
کمک کردن به دیگران باید در چارچوب ایمنی، توان فرد و دستورالعملهای معتبر انجام شود.
جمعبندی: کودکان امروز، سازندگان جامعه تابآور فردا
کاهش خطر بلایا نیازمند مشارکت همگانی و توجه همزمان به ایمنی فیزیکی، آمادگی روانی و انسجام اجتماعی است. جامعهای که کودکان آن از سنین پایین مسئولیتپذیری، همکاری، همدلی، کمکخواهی و رعایت اصول ایمنی را میآموزند، ظرفیت بیشتری برای مواجهه آگاهانه با حوادث و بازیابی پس از بحران خواهد داشت.
در این مسیر، نباید از کودکان انتظار داشت که بدون ترس باشند یا مسئولیتهای سنگین بزرگسالان را بر عهده بگیرند. وظیفه ما این است که به آنان فرصت یادگیری بدهیم، محیطی امن فراهم کنیم، احساساتشان را جدی بگیریم و مهارتهای لازم برای تصمیمگیری ایمن را در اختیارشان قرار دهیم.
تربیت نسل تابآور با آموزشهای بزرگ و پیچیده آغاز نمیشود؛ گاهی با گوش دادن به حرف کودک، پذیرفتن احساسات او، تمرین یک مسیر خروج امن، آموزش شیوه درست کمکخواهی یا انجام یک کار گروهی ساده شکل میگیرد.
اعتماد را در خانه بسازیم، همدلی را در رفتار روزمره تمرین کنیم، مسئولیتپذیری را در مدرسه پرورش دهیم و فرهنگ ایمنی را به بخشی از زندگی اجتماعی تبدیل کنیم؛ زیرا کودکان آگاه و حمایتشده امروز، سرمایه انسانی ارزشمند جامعهای ایمنتر و تابآورتر در فردا هستند.
روابط عمومی شبکه بهداشت و درمان شهرستان ساوجبلاغ
.png)
نظر دهید